۱۴۰۲.۰۹.۱۹

دفتر شعر مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری به همت مجمع شاعران اهل‌بیت علیهم‌السلام، دومین سوگوارهٔ عصر شعر فاطمی با عنوان «اشک طوبی» را برگزار کرد.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری، دومین سوگوارهٔ عصر شعر فاطمی با عنوان «اشک طوبی» ۱۸ آذرماه در سالن اوستا حوزه هنری با حضور و شعرخوانی هادی جان‌فدا و سیدمحمد جوادشرافت، افسانه غیاثوند، فریبا یوسفی، اعظم سعادتمند، محدثه آشتیانی،  مینا واثق عباسی، زهرا ایدینیا، هاجر سبحانی و نسیبا مرادی برگزار شد.

شاعران آیینی با حضور در این شب‌شعر و محفل معنوی سروده‌های خود را در مدح و رثای حضرت زهرا سلام‌الله علیها قرائت کردند. هادی جان‌فدا یکی از این شاعران است که در این نشست به خواندن دو غزل به شرح زیر پرداخت.

اِی‌ماه، چراغِ پُشتِ بامت
خورشید، طلوعِ صبح و شامَت

اِی تکیه‌زده به تَختِ لَولاک
غوغای وجود، بارِ عامَت

اِی‌کوثر و سَلسَبیل و زَمزَم
تَه‌مانده تَبَرُّکیِّ جامَت

اِی کَعبه یکی ز مُعتَکِف‌ها
در خَلوتِ مسجدُالحرامت

مَقبول، نماز در حَریمت
واجب شده حَج به اِحترامت

تَعقیبِ نمازِ صبحِ اَحمد
دیدارِ تَبَسُّم و سلامت

قَدر است شبی که با تو طِی شد
توحید، بیانی از مَقامت

در ضِلِّ ولایتت ولی بود
مَأمومِ تو می‌شود اِمامت

هر ناله‌ی توست شَقشَقیّه
هرآهِ تو نُطقِ بی‌کلامت

شمشیرِ علی برادرت بود
امّا غَم و گریه یاورت بود

توصیفِ تو فوقِ اِستعاره
تصویرِ تو آن‌سوی نِظاره

درجمله‌ی پنج‌تَن، نهادی
باقیِّ چهارتن، گذاره

اَحمد تاجت، علی گلوبند
نورِ حَسَنین گوشواره

سجّاده‌ی توست کهکشان‌ها
مِهرَت روشن‌ترین ستاره

مِحرابِ تو همچنان خدایت
مشتاقِ زیارتت دوباره

اِی جمعِ نَبوّت و اِمامت
برخوردِ دو بَحرِ بی‌کناره

در حَشر، به غیرِ تو پیاده
تنها تویی آن میان سواره

در سلطنتت قَضا و تَقدیر
دو شخصِ عَوامِ هیچ‌کاره

دستاس و فَلَک بگو بچرخند
نِی با کَفِ دست، با اِشاره

همراهِ قباله‌ات فَلَک بود
داراییِ کوچکت فَدَک بود

قرآن، لفظِ معانیِ تو
گویاست به هم‌زبانیِ تو

وحی است کَنیزِ خانه‌زادت
هم‌خانه‌ی خُطبه‌خوانیِ تو

مهمانِ وجود، جمعِ عالَم
بر سفره‌ی مهربانی تو

مریم، حَوّا سرایدارت دارد
تا کیست رفیقِ جانی تو

معصومه‌ی تو گشوده راهی
تا ساحتِ بی‌کرانیِ تو

دارد قُم و آن حَرَم نشانی
از مَدفَنِ بی‌نشانیِ تو

پیرانِ طریقِ عقل و عرفان
حِیرانِ تو و جوانیِ تو

سُرخ است همیشه گوشِ تاریخ
از صورتِ اَرغوانیِ تو

آرام آرام کشته مارا
افتادنِ ناگهانیِ تو

قَد راست نکرده ایم از آن روز
قربانِ قَدِ کَمانیِ تو

با اینکه شکسته‌ای و مَجروح
از پا ننشسته‌ای چنان کوه

*

خلافت ننگ مطلق بود، تو تمکین نمی کردی
و عصمت را فدای بیعتی ننگین نمی کردی

از آوار ستم شاید قد توحید خم می شد
اگر تو دست هایت را ستون دین نمی کردی

تو را بی اخم می بینیم، زخم مهربانی ها
که از اندوه پر بودی ولی فرین نمی کردی

سفر پایان سختی هاست این را خوب می فهمم
ولی ای کاش وقتش را خودت تعیین نمی کردی

یقیناً باد عالم را به سمت نیستی می برد
اگر تو با وجودت خاک را سنگین نمی کردی

و من از شعرهایم مصرعی جایی نمی خواندم
اگر بانو خودت هر بیت را گلچین نمی کردی

در انتهای این مراسم نیز سیدمحمد جوادشرافت، شاعر اهل قم، ابیات شعر خود را به شرح زیر، به حضرت زهرا (س)  تقدیم نمود.

در حریم خانه ماندی اعتکاف این است این

سوی مسجد شعله‌ور رفتی، مصاف این است این

خطبة تو واژه واژه ذوالفقار دیگری‌ست

جلوة آن تیغ پنهان در غلاف، این است این

از امام از کعبه گفتی، بستی احرام دگر

بی‌امان دور علی گشتی! طواف این است این

رو گرفتی پیش نابینا، حیا آن است آن

نیمه‌شب تابوت می‌خواهی، عفاف این است این

می‌رسد روزی که چشم آسمان روشن شود

بر مزارت کعبه می‌گوید مطاف این است این

*

ای تا همیشه مطلع الانوار لبخندت
در چارده آیینه شد تکرار لبخندت

جان پدر را تا بهشتی غرق گل می‌برد
در لحظه‌های روشن دیدار لبخندت

لبریز بود از مادری، لبریز چشمانت
سرشار بود از عاطفه، سرشار لبخندت

نُه سال در دنیای حیدر صبح و ظهر و شب
تکرار شد تکرار شد تکرار لبخندت

با گردش دستاس خیر و نور می‌پاشید
بر هرچه صحرا هرچه گندمزار لبخندت

وقت دعا بود و سر سجاده گل می‌کرد
با گفتن «الجار ثم الدار» لبخندت

از روزۀ بی‌نان و بی‌خرما چه شیرین‌تر
وقتی که باشد لحظۀ افطار لبخندت

اما چرا این روزها دیگر نمی‌خندی
اما چرا این روزهای تار لبخندت. ‌..

مثل گلی توفان‌زده پژمرد، پرپر شد
بعد از پدر بعد از در و دیوار لبخندت

این روزهای آخری یک‌بار خندیدی
اما چه تلخ است آه تلخ این‌بار لبخندت

با چشم‌های خسته تا تابوت را دیدی
بر چشم‌های فضه شد آوار لبخندت
*
مادر جهان ما یتیم عشق و احساس است
قدری بخند ای مهربان بگذار لبخندت…

چادر نماز دخترم از یاس لبریز است
تابیده بر این چادر گلدار لبخندت

گفتنی است، عصر شعر «اشک طوبی» محفلی گرم و صمیمی به ابتکار مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه‌هنری است که اغلب، بانوان شاعر در مناسبت‌های آیینی مختلف گرد هم می‌آیند و سروده‌های خود را برای حاضران و مخاطبان می‌خوانند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha